یادها

سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، پدر فرهنگ مردم ایران

نویسنده:  فاطمه عظيمي فرد ( ارتباط با نویسنده )

سیدابوالقاسم انجوی شیرازی معروف به نجوا، پژوهشگر فرهنگ عامه و مؤسس مرکز فرهنگ مردم، در نهم اردیبهشت ماه ۱۳۰۰ش/ ۱۹۲۱م در محله دروازه سعدی شیراز در خانواده ای روحانی و طالب علم به دنیا آمد. پدرش سیدخلیل مشهور به “صدرالعلما” که نسب وی به سیدالاسود طباطبایی میرسد، و مادرش خدیجه کجوری دخت عبدالمجید مشهور به “حکیم منظر” و نوه آیت الله حاج شیخ مهدی کجوری مازندرانی بود. پس از مهاجرت خانواده به تهران و سکونت در کوی سقاخانه آیینه واقع در بازار، در مدرسه سادات، دبیرستان بازرگانی و دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و برای ادامه تحصیل در دانشگاه ژنو راهی سوئیس شد. انجوی همچنان که از محضر بزرگان ادب فارسی و نیز استادان علوم قدیمه در حوزه فرهنگ اسلامی بهره میگرفت در سال ۱۳۱۸ش با فرهنگ غرب، ادبیات جدید اروپا، زبان فرانسه و به ویژه فولکلور آشنایی یافت. دوران جوانی مرحوم انجوی شیرازی با دهههای پرحادثه سی و چهل، دهه هایی با حوادث تاریخی، سیاسی و اجتماعی متعدد همراه بود. کمتر نویسندهای را میتوان یافت که متأثر از حوادث این دوران نشده باشد. با سقوط رضاشاه در شهریور۱۳۲۰ش به فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی روی آورد و با اسامی مستعار الف ـ نجوا، الف ـ جویا و الف ـ صبح در نشریات “نبرد امروز”، “افق” و “آتشبار” (۱۳۲۶ ـ ۱۳۲۲) قلم زد و به دلیل چاپ مقالات انتقادی به جزیره خارک (۱۳۳۵ ـ ۱۳۳۳) تبعید شد. در این جزیره روزهای سختی را در تبعید و زندان گذراند. انجوی پس از رهایی از بند تبعید به تألیف و تحقیق در ادب رسمی روی آورد که رهاورد آن کتابهای “سفینه غزل” (۱۳۳۶) مکتب شمس (۱۳۳۷) و تصحیح دیوان خواجه حافظ (۱۳۴۵) بود.

“انجوی، همچنان که از محضر استادان علوم قدیمه در مورد فرهنگ اسلامی ایران بهره میگرفت، از آشنایی با هدایت نیز بهره های فراوان برد و بهواسطه آشنایی وی با زبان فرانسه، از طریق هدایت با فرهنگ غرب و ادبیات جدید اروپا آشنا شد. همزمان، در زمینه فولکلور همکاری خود را با صادق هدایت آغاز کرد. از آنجاکه هدایت خود به این رشته از فرهنگ ایران زمین دلبستگی بسیار داشت، پیگیری آن را از انجوی خواستار شد و وی تا سال ۱۳۲۹ش، به یاری هدایت، در این زمینه کارهای پراکندهای انجام داد؛ نخست به فولکلور زادگاه خود پرداخت و از طریق مطبوعات، مردم را برای جمعآوری آداب و سنن زادگاه خود دعوت کرد”(صداقت پیشه، ۱۳۸۱).

انجوی ازجمله افرادی بود که در روزهای پایانی حیات هدایت با وی دیدار داشته است. “در توصیف آخرین دیدارش با صادق هدایت میگفت کسی که در آن حال او را میدید به هیچ وجه نمی توانست حدس بزند که این آدم دو روز بعد خودکشی میکند. … تنها چیزی که در آن موقع غیرعادی مینمود این بود که مرتباً هتلش را عوض میکرد. اول نفهمیدیم قضیه چیست. بعداً معلوم شد عقب گاز میگردد”(عنایت،۱۳۱،۱۳۹۲).

انجوی کارهای پراکنده ای درخصوص گردآوری فولکلور زادگاه خود و نیز تشویق مردم برای جمع آوری آداب و رسوم از طریق فراخوان مطبوعاتی انجام داد. در سال ۱۳۴۰ش طرح برنامه رادیویی خود را در این زمینه به رادیو ایران پیشنهاد داد و در ۲۵ فروردین ۱۳۴۱ش اولین برنامه رادیویی پخش شد. “مرکز فرهنگ مردم و واحد فرهنگ مردمِ سالهای بعد، ریشه دارترین و قدیمی ترین کانون پژوهشی در رادیو محسوب میشود. آغاز شکل گیری این مرکز به برنامه نیم ساعته رادیویی “فرهنگ مردم” برمیگردد. این برنامه که روی اولین صفحه باقیمانده از آن با نام فولکور از آن یاد شده، در ساعت هجده روز شنبه بیست و پنجم فروردین ماه سال ۱۳۴۱ش از رادیو ایران پخش شد. در اولین برنامه فرهنگ مردم، دو گوینده زن و مرد (احتمالاً امیرابراهیمی و سلطانی) و ابوالقاسم انجوی شیرازی با نام  مستعار نجوا) به عنوان کارشناس حضور داشتند. در این برنامه که گاه شکل نمایشی به خود میگرفت موضوع زائو و تولد کودک و آداب و رسوم مربوط به آن در شیراز بررسی میشد. این موضوع که هم با فصل بهار هم خوانی داشت و هم با عنایت به شیرازی بودن انجوی گاه با گویش شیرازی همراه میشد، از جذابیت خاصی برخوردار شد و مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد. آنچه باعث شد که برنامه از مرز یک برنامه رادیویی عبور کند، دعوت از شنوندگان برای همکاری با برنامه بود”(حنیف،۵۱:۱۳۹۶).

در سالهای پخش برنامه بیش از چهارهزار شنونده با نوشتن و ارسال آداب و رسوم زادگاه خود، روش های ساده مردمنگاری و گزارش نویسی توصیفی فرهنگ عامه را آموختند. ازاینرو، باید مرحوم استاد انجوی شیرازی را به حق پدر فرهنگ مردم ایران نامید. چراکه تا پیش از وی، در راه جمعآوری فولکلور، با این وسعت و برنامه ریزی در کشور اقدامی صورت نگرفته بود. هنوز نیز بعد از گذشت بیش از پنج دهه، فرهنگ مردم ایران به شیوه ای که وی پایه گذاری کرد، در واحد فرهنگ مردم صداوسیما جمع آوری میشود.

“درخواست از مردم برای فرستادن مطالب فرهنگ مردم، با توجه به آمار بالای بی سوادی در ایران آن روز و ارتباط جامعه کم سواد با غنای فرهنگ عامه از اهمیت خاصی برخوردار بود. نجوا از مردم چیزی را طلب میکرد که داشتند و قدر آن را نمی دانستند. از سویی در این برنامه از مردم خواسته شد اگر دهاتی هستند و با گویش بومی صحبت میکنند، خجالت نکشند. از سویی باید به خاطر داشت که در دنیای آن روز، رادیو رسانهای پراهمیت بود و به طور طبیعی پخش نام یک نفر از آن و یا خواندن مطلبی از او امری مهم به شمار میرفت. از همین طریق بود که انجوی شیرازی توانست چهار هزار فرهنگ یار از سراسر کشور جذب کند”(حنیف،۵۲:۱۳۹۶). “برنامه رادیویی فولکلور در سال ۱۳۴۵ش، به مرکز فرهنگ مردم تغییر نام داد و تشکیلات آن از یک برنامه رادیویی به تشکیلات یک مرکز فرهنگ عامه ارتقا یافت (مدیریت ارزیابی عملکرد حوزه های غیربرنامه ای،۳:۱۳۹۳). مدیر این مرکز از ابتدا تا پیروزی انقلاب اسلامی بر عهده سیدابوالقاسم انجوی شیرازی بود. این نکته، هم در کتاب کارنامه ای از رادیو و تلویزیون ایران نوشته ژیلا سازگار آمده است”(سازگار،۵۳:۱۳۵۵). ” شیوه تدوین و ارائه برنامه فرهنگ مردم کاملاً با روانشناسی و ویژگیهای جامعه شناختی آن روز ایران منطبق بود. احترام به مخاطب و توجه به اصالت هایی که در زندگی مردم بود و پیشتر با مدرن شدن جامعه رو به نابودی رفته و یا به سخره گرفته شده بود، از جمله دلایل جذب مخاطب به شمار میرفت” (سازگار،۵۳:۱۳۵۵).

در سال ۱۳۵۵ش، در پی اقبال مردم به برنامه فرهنگ مردم و روشنشدن اهمیت آن، مسئولان رادیو و تلویزیون تصمیم به جذب تعدادی پژوهشگر گرفتند. “سید احمد وکیلیان نمونه پژوهشگران واحد فرهنگ مردم بود که بعد از انقلاب نیز با قدرت بیشتری به فعالیت هایش ادامه داد. بعضی از همکاران برنامه فرهنگ مردم که امروز با نام فرهنگیار شناخته میشوند نیز بعدها در زمینه های مختلفی سرآمد شدند. لئون میناسیان (نویسنده، پژوهشگر، کتابشناس، نقاش، نوازنده، تاریخنگار و مترجم)، هوشنگ جاوید(پژوهشگر برجسته موسیقی آیینی)، امرالله احمدجو (کارگردان مطرح سیما)، محمد پروین گنابادی (پژوهشگر برجسته فرهنگ مردم) و عبدالرضا فریدزاده (نویسنده و کارگردان مطرح تئاتر کشور) از جمله افرادی بودند که با برنامه فرهنگ مردم و ابوالقاسم انجوی شیرازی در ارتباط بودند و نوشته های ارزشمند ارسالی ایشان برای رادیو اینک در گنجینه فرهنگ مردم موجود است.

در مرکز فرهنگ مردم، علاوه بر برنامه رادیویی، چند فیلم تلویزیونی نیز با مضمون فرهنگ عامه ساخته شد. ابراهیم حسنخان از جمله پژوهشگرانی بود که در این زمینه فعالیت داشت” (سازگار،۵۶:۱۳۵۶-۵۸).

به تدریج مخاطبان به همراه نامه های خود، برخی هدایا هم برای برنامه می فرستادند. این هدایا که شامل قباله ها، اسناد، کتاب های خطی، لباس های قدیمی، دعاها و دست نوشته ها، محصولات صنایع دستی، دستباف ها، تحفه ها و زیور و زینت ها بود، آنقدر زیاد شد که مسئولان تصمیم گرفتند برای نگهداری آنها یک موزه مردم شناسی راه اندازی کنند. بعد از بازسازی ساختمان نیاوران در سال ۱۳۹۵ش، در موزه مردم شناسی بخش ویژهای به عروسک های اقوام و عروسکهای آیینی اختصاص داده شد.

بدین ترتیب، با تلاشها و آموزش های انجوی و مکاتبات دائمی او با شنوندگان برنامه، نهضت فکری وسیعی پدید آمد به گونه ای که وی در طی مدیریت خود و بر اساس دستنوشته های همکاران افتخاری برنامه، یازده کتاب در حوزه فولکلور ایران با عناوین ذیل منتشر کرد:

تمثیل و مثل (۱۳۵۲)، جشنها و معتقدات زمستان (دو جلد ۱۳۵۲)، قصه های ایرانی(۳ جلد ۱۳۵۲)، بازی های نمایشی (۱۳۵۲)، مردم و شاهنامه (۱۳۵۴)، مردم و فردوسی (۱۳۵۵)، مردم و قهرمانان شاهنامه (۱۳۵۷)، گذری و نظری در فرهنگ مردم (۱۳۷۱).

عشق استاد انجوی شیرازی به فرهنگ مردم به جایی رسید که منزل شخصی خود در جمال آباد نیاوران را که امروز “خانه فرهنگ مردم ایران” نام گرفته است، به فرهنگ مردم اهدا کرد.(تصاویر   در مقاله ……)

خانه فرهنگ مردم ايران، نياوران

انجوی نه تنها بر کارهای علاقه مندان به فرهنگ مردم ایران تأثیرگذار بوده است، بلکه پژوهشگران فرهنگ عامه خارجی نیز از دستاوردهای وی بهره برده اند. پروفسور مارزلف، بیش از ۳۰ سال است که ضمن پژوهش درباره قصه های عامیانه فارسی، از گنجینه اسناد فرهنگ مردم در تألیف آثارش بهره میبرد. از جمله تألیفات وی میتوان “طبقه بندی قصه های ایرانی”، “بهلولنامه” و “آلبوم شاهنامه” را  نام برد. “طبقه بندی قصه های ایرانی” براساس کارهای استاد انجوی انجام شده است. زمینه اصلی کار پروفسور مارزلف فرهنگ و ادبیات مردم ایران در طول تاریخ است.

سرانجام نجوا در روز ۲۵ شهریور ۱۳۷۲ ش/ ۱۹۹۲م بدرود حیات گفت و در گورستان ابنبابویه در جوار پدر، مادر و خواهر خود آرام گرفت.  ادامه در بوم ۹-۱۰