گفتکو و بوم

مجموعه داری در ایران

منوچهر لطفي درگفت وگو با بوم

مجموعه داری از فعالیت های خاص پراهمیت و عاشقانه است که قابلیت جمع آوری ارزش های پنهان از دید مردم را فراهم میکند و در نهایت با پالایش، دسته بندی و هویت سازی مجدداً در معرض دید عموم قرار میدهد و به درستی مجموعه داران را حافظان آثار فرهنگی هنری و تاریخی می نامند.

در ایران نیز فعالیت انجمن مجموعه داران با تلاش جمعی از فرهیختگان از سال ۱۳۸۶ش شروع شد و در نهایت در سال ۱۳۹۲ش به صورت قانونی به عنوان یک تشکل مردم نهاد از سوی وزارت کشور در سطح ملی به ثبت رسید. از همان سال های نخست با شناسایی مجموعه داران مختلف و برپایی نمایشگاه ها، کارگاه های آموزشی و جلسات متعدد و مکرر جهت تبادل نظر و قوام اهداف انجمن فعالیت هایی صورت گرفت. در نهایت اهداف انجمن با رئوس مطالب ذیل مورد تأیید و پیگیری قرار گرفت:

  • شناسایی مجموعه داران سراسر کشور؛
  • ساماندهی مجموعه داران در رشته های مختلف؛
  • آموزش و بالابردن سطح اطلاعات و آشنایی با مجموعه داری حرفه ای؛
  • برگزاری نمایشگاه ها، سمینارها، تحقیق و پژوهش، چاپ و انتشار و تأسیس موزه.

این انجمن طی فعالیت خود کمیته های تخصصی از مجموعه داران ایران را در رشته های مختلف با افراد خبره و پیشکسوتان و همچنین چند نفر از مجموعه داران جهت کارشناسی و ارزیابی آثار کلکسیونی و همچنین آموزشهای لازم برای مجموعه داران شکل داد که برخی از آنها عبارت اند از:

  • کمیته تخصصی تمبر؛
  • کمیته تخصصی اسناد تاریخی؛
  • کمیته تخصصی عکسهای تاریخی؛
  • کمیته تخصصی خط سیاق؛
  • کمیته تخصصی مهر تاریخی و انگشتری؛
  • کمیته تخصصی تابلوهای نقاشی؛
  • کمیته تخصصی خوشنویسی؛
  • کمیته تخصصی مجسمه؛
  • کمیته تخصصی کتب و نسخ خطی؛
  • کمیته تخصصی ساعت؛
  • کمیته تخصصی دوربین؛
  • کمیته تخصصی نقشه های تاریخی و جغرافیایی؛
  • کمیته تخصصی کارت پستال؛
  • کمیته تخصصی سکه؛
  • کمیته تخصصی اسکناس؛
  • کمیته تخصصی کارشناسی و ارزیابی آثار هنری؛
  • کمیته تخصصی فرش، گلیم و گبه؛
  • کمیته تخصصی آلات موسیقی؛
  • کمیته تخصصی کبریت؛
  • کمیته تخصصی اتومبیلهای قدیمی؛
  • کمیته تخصصی فسیل؛
  • کمیته تخصصی ماکت اتومبیل؛
  • کمیته تخصصی مطبوعات؛
  • کمیته تخصصی خانه گالریها؛
  • کمیته تخصصی لباسهای سنتی.

از اهم فعالیت های انجام شده توسط انجمن مجموعه داران ایران طی چند سال گذشته نیز میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:

  • شناسایی بیش از ۲۰۰۰ نفر از مجموعه داران سراسر کشور؛
  • ساماندهی و تأسیس بیش از ۲۰ کمیته تخصصی مجموعه داری؛
  • برگزاری ده ها نمایشگاه مختلف مجموعه داری؛
  • شرکت فعال در ده ها سمینار و رونمایی از کتب مختلف؛
  • کمک و جمع آوری و انتشار ده ها عنوان کتاب در زمینه های مجموعه داری؛
  • برگزاری چندین کارگاه آموزشی و تخصصی؛
  • کمک به تهیه ده ها فیلم مستند از مجموعه داران سراسر کشور؛
  • تهیه تاریخ شفاهی از چند صد نفر از مجموعه داران سراسر کشور؛
  • کمک به راه اندازی انجمنهای مجموعه داران در سایر استان های کشور؛
  • برگزاری حداقل هشت تور بازدید از مجموعه داران در استان های مختلف کشور؛
  • شناسایی صدها اثر فرهنگی هنری و معرفی به مؤسسات و مجموعه داران؛
  • انعقاد بیش از ۱۵ تفاهمنامه با سازمانها و مراکز دولتی و خصوصی؛
  • همکاری با ده ها سازمان خیریه و انجمن های فرهنگی؛
  • تهیه ده ها مقاله مختلف تخصصی در رشته های گوناگون مجموعه داری؛
  • شناسایی هنرمندان ناشناخته کشور و معرفی آنان به مجموعه داران؛
  • برگزاری چند حراج آثار هنری و فرهنگی؛
  • تشویق و ترغیب حداقل ۷۰ نفر مجموعه داران جهت تأسیس موزه های خصوصی؛
  • چاپ و انتشار چند تمبر تخصصی در حوزه های مختلف مجموعه داری؛
  • کارشناسی و ارزیابی صدها اثر هنری، فرهنگی و ارائه سرتیفیکیت؛
  • همکاری با سازمان میراث فرهنگی، وزارت ارشاد، کتابخانه ملی و ده ها وزارتخانه دولتی؛
  • معرفی آثار هنری مجموعه داران به سازمانها و ادارات دولتی جهت خرید آنها؛
  • همکاری با صدها نفر محقق، پژوهشگر و دانشجویان دانشگاه و مراکز علمی.

از آنجا که حرفه مجموعه داری خاص و در متن جامعه نیز جاری است و متأسفانه شناخت درستی از آن و جایگاه ارزشمند آن و مسئولیت والای حفظ ارزشهای ماندگار و هویت ساز جامعه ایرانی را کمتر اجتماعی از جامعه ایرانی به خوبی میشناسد، سعی کردیم با آقای لطفی –مؤسس و مدیر انجمن مجموعه داران ایران- به گفتوگو بنشینیم تا از زبان ایشان با این مجموعه بیشتر آشنا شویم.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید کار حرفهای شما چیست؟ و از چگونگی تأسیس انجمن بفرمایید و اینکه چطور پیگیر مجموعه داران شدید؟

من منوچهر لطفی ام و شغلم معماری منظر است که در حوزه های مختلف معماری طراحی منظر، فضای سبز و نورپردازی تخصصی در شهر تهران فعالیت میکنم.همواره تلاش کردم فردی مؤثر در جامعه بوده و عمدتاً به سراغ آن حوزه هایی بروم که کمتر مورد توجه بوده یا فراموش شده است.  از حدود ۷و ۸سالگی هم خودم مجموعهدار بودم؛ تمبر، اسناد تاریخی و  نامه ها را جمع و  طبقه بندی میکردم و این موضوع تا امروز ادامه داشته است؛ ضمن اینکه چندین مجموعه تخصصی دارم سعی کرده ام جهت ارتقا به این قشر کمک کنم. چون مجموعه داری در ایران سابقه ی بس طولانی داشته و کمتر مورد توجه بوده است که عرض میکنم.

حدود ۱۶۰-۱۷۰ سال از فعالیت مجموعه داری در ایران میگذرد؛ یعنی قبل از اینکه دولت های ایران به فکر تأسیس موزه های دولتی باشند، ما مجموعه دارانی در ایران داشتیم که خودشان موزه ساخته بودند. میرزا محمود قره آشتیانی در آ شتیان موزهای را از اجناسی تأسیس کرده بود که از آثار فرهنگی هنری کشور بود؛ هماکنون آن موزه تخریب شده است ولی سردر آن هنوز وجود دارد. به هرحال ۴۰-۵۰ سال بعد ناصرالدین شاه تصمیم گرفت در محل فعلی کاخ گلستان به اصطلاح اشیایی نفیس را در یک جا گردآوری کند.

پس باید بدانیم قبل از اینکه دولتها به اهمیت مجموعه داری بیندیشند، مجموعه داران دغدغه جمع آوری آثار فرهنگی هنری کشورمان را داشتند. روند رشد صنعتی و انقلاب صنعتی در دنیا موجب ورود اشیا به ایران و در واقع سرازیر شدن اشیای مدرن (غیرایرانی) به کشور شد! قبل از این اتفاق، بین ایرانی های فرهیخته و علاقه مند به آثار فرهنگی هنری، بسیاری از افراد  شاخص و فاخر اسناد و کتب خطی را جمع آوری میکردند. بسیاری از آثار هنری مانند قلمدان، تابلوهای نقاشی، تذهیب و  اسناد کتابت را جمع آوری  و در منزل نگهداری میکردند و آنقدر آنها را باارزش میدانستند که در واقع به ارث میرساندند. این عادت بین فرهیختگان ایرانی شاید از دوران صفویه رواج داشت ولی چون مورد توجه بخش وسیعی  از جامعه نبود معمولاً  در منازل نسل به نسل انجام شده و گاهی  میبینیم که در نسلهای بعدی این اشیا یا سر از موزهها درآورده یا در حراجیها به فروش رسیده اند.

با ورود تمبر به ایران، بعضی از افراد زیباپسند و هنردوست و فرهنگ دوست ایران به دلیل زیبایی و پیام تمبرها  به جمع آوری آنها علاقه مند شدند. بعدها کبریت وارد ایران شد گروهی کبریت ها را جمع میکردند؛ کبریت اولین رسانه ای بود که بین خانواده های اشرافی و عوام مردم نفوذ کرد و این کالای استراتژیک در یک بازه زمانی به مرزی رسید که امروزه به عنوان کالایی تبلیغی دست به دست میشود. علاوه بر این، وجود کارت پستال ها نیز اهمیت داشت چون افرادی بودند  که از سراسر دنیا کارت هایی را به ایران می فرستادند و همین موجب شد کارت پستال هایی در ایران تولید شود تا  خارجی ها هم بتوانند از داخل ایران در پاسخ کارت پستالهای وارداتی به خارج ارسال کنند. یعنی ما الان بین کارت پستال های خارجی کارت پستال های ایرانی را میبینیم که تصاویر ایرانی دارد و  با خط  فارسی روی آنها نوشته شده و خارجیها یا خود ایرانیها آنها را به خارج برده اند و این میتواند یکی از باارزشترین کارت پستال های دنیا باشد.

با توجه به شرایط کشور در اواخر قاجار و پهلوی اول، اتفاقهایی روی داد. برای مثال مستوفی الممالک هزار عدد ساعت آنتیک داشت و تا زمانی که زنده بود مجموعه موجود بود ولی بعد از وی معلوم نشد چه پیش آمد! اگر ارزش این اشیا را بهتر میدانستیم و به آنها اهمیت میدادیم و مورد حمایت سازمان دولتی یا عدهای قرار می گرفت، امروز یک موزه  بسیار ارزشمند از لحاظ ساعت در دنیا بودیم.

از این نمونه ها بسیار است. یعنی در حوزههای مختلف از اسناد تاریخی، کتب و نسخ خطی و همینطور عکسهای تاریخی یکی از غنیترین کشورهای دنیاییم. در دوران قاجاریه بیشترین عکسها در کشور گرفته شدهاست و این میتوانست مورد توجه مجموعهداران قرار گیرد تا ما امروز بتوانیم ادعا کنیم که یکی از بهترین و ارزشمندترین موزههای عکسهای تاریخی را در دنیا داریم. بهرحال اینها مواردی است که در کشور در ۱۰۰-۱۵۰سال اخیر اتفاق افتاده تا امروز که ما میبینیم آن قدر تنوع در مجموعهداری رخ داده است. طبق تحقیقی که انجمن مجموعه داران از وضعیت مجموعه داری در ایران داشتند، حدود ۴۰۰ رقم مجموعهداری در ایران وجود دارد و باعث تعجب است که ایرانیها این تعداد مجموعه را جمعآوری و طبقهبندی کردهاند. عده کمی به صورت حرفهای ولی اکثریت از روی عشق و علاقه و ذوق و با سلیقه شخصی خودشان مجموعه هایی را جمعآوری کردهاند. در واقع وجود ارگانی رسمی یا تشکیلاتی جهت آموزش و ارتقا سطح آگاهی و دید این افراد نسبت به موضوع مجموعه داری لازم بود.

اما این خلأ وجود داشت که سازمانها و ارگان هایی نبودند که آنها را ساماندهی کنند. چند سالی است انجمن مجموعه داران متولی ساماندهی و شناسایی این عزیزان در رشته های مختلف شده است و تاکنون بیش از ۲۷۰۰ نفر مجموعهدار در رشته های مختلف در سرتاسر ایران توسط انجمن شناسایی شدند و با بازدیدی که از مجموعهها صورت گرفت این ۴۰۰ رقم اشیا در ۳۰ رقم از مجموعه ها که فراوانی و کثرت داشتند دسته بندی شدند مانند: تمبر، سکه، اسکناس، کتاب،  کتب خطی، اسناد تاریخی، اتومبیل، ماکت اتومبیل، تابلوهای نقاشی ،آثار خوشنویسی، مجسمه و … اینها را به صورت کمیته درآوردیم. هدف  این کمیتهها شناسایی افراد در رشته های مختلف، ارتباط آنها با یکدیگر و بالابردن سطح اطلاعات و ساماندهی اشیا جمع آوریشده بود.

در مورد بحث انجمن بفرمایید چه اشخاصی و در چه تاریخی آن را تأسیس کردند؟ ارتباطات در این انجمن به چه صورت هست و هزینه های آن چگونه تأمین میشود؟ آیا منبع درآمدی وجود دارد یا مثل بسیاری از انجمنها که اعضا مبلغی را پرداخت میکنند، هزینه ها را مجموعه داران تأمین میکنند؟ با این همه مشغله، ۲۷۰۰نفر عضو، ۳۰ کمیته و … چگونه مدیریت میشود و کارها پیش میرود؟

لازم به توضیح است خودم به فعالیت های صرفاً شخصی اعتقاد ندارم؛ اگر بحث شخصی باشد، بسیاری از اسناد تاریخی یا تمبر را برای ذوق و علاقه خودم جمع کردم. در لایتینگ هم من ۴۰۰ رقم چراغ جمع آوری کردم. باورتان میشود؟! پس بحث شخصی نیست گفتم اگر من بخواهم میتوانم ده ها مجموعه دیگر هم گردآوری کنم ولی آخرش چه اتفاقی میافتاد؟!  فردی خواهم بود که صاحب این اموال است. در کشور ما، آنچه باعث توسعه در فرهنگ و زمینه های مختلف خواهد بود حرکت های گروهی و جمعی و تشکیل انجمن هاست. قرار است این انجمنها ۵۰ سال،۱۰۰سال جلوتر از جامعه فکر کنند و در واقع نواقص کار را پیش بینی کنند.  متأسفانه با ۱۶۰سال سابقه مجموعه داری هنوز هیچ قانون یا ارگان مرجعی نبوده که مجموعه ها را ساماندهی کند تا نه بسیاری از این آثار از بین بروند و نه از کشور خارج شوند. انجمن مجموعه داران علاوه بر شناسایی مجموعه داران سراسر ایران و ساماندهی و آموزش آنها کار بسیار بزرگی انجام داده است. در واقع هدف اصلی انجمن این است که مجموعه داری را از یک فعالیت شخصی به یک نیاز اجتماعی تبدیل کند. یعنی به جای آنکه شخص از روی ذوق و سلیقه اش فعالیت مجموعه داری را انجام دهد به نیاز اجتماعی تبدیل شود. امروز جامعه ما به این مجموعه داران نیاز دارد. چون موزه های تخصصی در جامعه لازم است تا  امکانات لازم را در اختیار پژوهشگران قرار دهند. امروز ما میتوانیم با شهامت بگوییم تنها کاری که انجمن مجموعه داران انجام داده است این است که این فعالیت شخصی را به یک نیاز اجتماعی تبدیل کرده است؛ آنچه جامعه درحال توسعه کشور عزیزمان نیاز دارد گسترش موزههای خصوصی و نشاندادن آثار فرهنگی هنری، صنعتی و طبیعی کشور است.

به همین خاطر ما با این انگیزه انجمن را تشکیل دادیم. بسیاری  از مجموعه داران به دلیل  اینکه این حرکت اجتماعی را انجام ندادهبودند یا خاطرات بدی در قدیم داشتند وحشت میکردند که مجموعه هایشان را به نمایش بگذارند. در واقع ما این ترس را از بین بردیم  و توانستیم مجموعه داران را دعوت به همکاری کنیم تا مجموعه هایشان را که سالهای پیش گردآوری کرده بودند به نمایش بگذارند و آنها را ترغیب کردیم تا آثار خود را شناسنامه دار کرده و پژوهش ها و آثار خود را در اختیار دیگر پژهشگران قرار دهند یا کتاب چاپ کنند و در نهایت مجموعه را در نمایشگاه دائمی که همان موزه هاست به نمایش بگذارند. خوشبختانه امروز در کشور بیش از ۱۰۰ موزه خصوصی توسط مجموعه داران تأسیس شدهاست و حدود ۵۰۰ نفر مجموعه دار آماده اند تا در آیندهای نزدیک موزه های خصوصی تأسیس کنند.

در این مورد که هزینه های انجمن چگونه تأمین میشود باید عرض کنم آن قدر این هدف برای من والا و سازنده بود که ساماندهی مجموعه دارها برای من انگیزه و الویت اول و جمع آوری مجموعه خودم انگیزه دوم شد. به همین خاطر چون وضع  مالیام  بد نبود در این راه هزینه کردم و حقیقتاً  هم کسی در ابتدا به من کمکی نکرد. خوشبختانه پس از مدتی هیئت مؤسسی تشکیل دادیم و ۵-۶ نفر از بزرگان آمدند و با کمک و هزینه شخصی آنها  انجمن را تأسیس کردیم که در بین آنها همکاری استاد غلامرضا سحاب فراموش نشدنی است و ایشان کمک های مادی و معنوی خود را جهت تأسیس و راه اندازی این انجمن دریغ نکردند. به قدری این هدف برای هیئت مؤسس انجمن والاست که حق عضویت نمیگیریم و حتی به فکرش هم نیستیم. تلاش کرده ایم تا  چند نفر مجموعه دار را شناسایی میکنیم و آنها را آموزش دهیم. بایستی عرض کنم تا امروز با وجود این مشکلات فقط ۲-۳نفر از دوستان بودجه انجمن را تأمین کردند ولی با سطح گسترده ای که پیش آمده کمکم باید از افراد دیگر کمک بگیریم. میتوانیم طبق اساسنامه حق عضویت و هدیه بگیریم اما نگرفتیم دولت هم هیچ حمایتی از ما نکرده است و فکر هم نمیکنم که حمایت کند. به نظرم شناسایی و کارشناسی این موضوع زمان میبرد تا به این نتیجه برسند که حمایت کنند. ما درخواست حمایت کردیم ولی حمایتی به صورت مستقیم نشده است انشالله بتوانیم به همین صورت مدیریت کنیم و پیش ببریم. فکر میکنم در سال آینده تعداد افرادی که بخواهند به ما کمک کنند زیاد خواهد بود.

آقای لطفی آیا برای این تعدادی که توسط انجمن شناسایی شدند، شناسنامه تنظیم کردید و آیا ساختار تعریف شدهای دارید؟

بله در دست اقدام است. ما کتابی به نام مجموعهداران برتر ایران را در حال چاپ داریم. چند سال تحقیق کردیم و تعدادی را که شاخص بودند شناسایی کردیم، بقیه هم مجموعه داران عادی اند. میدانید کار بزرگی است و تشکیلات وسیع میخواهد؛ در واقع این موضوع کار یک وزارتخانه است.

به طور رسمی انجمن از چه سالی تأسیس شدهاست؟

حدوداً از ۸ یا۱۰ سال پیش شروع به فعالیت کردیم و حدود ۴سال است که به صورت قانونی ثبت شده است.

عرض کنم دغدغه انجمنداری زیاد است و باید با یک نظام اجرایی منطقی پیش برود.

 فعالیت شما در این راستا قابل تقدیر است. روش های اجرایی و روند شناسایی شما  و کمیته ها چگونه است؟

اول اینکه از امکانات شخصی خودم بهره بردم. ارتباطات زیادی با شهرستانها و با شهردارها دارم. روش گفتوگو با آنها جزء کارم بود و آنها با این موضوع آشنایی داشتند. ولی دو عامل مهم در پیشبرد کار ما مؤثر بود: ابتدا منافع شخصی را کنار گذاشتیم و سعی کردیم منافع ملی را در نظر بگیریم؛ تمرکزمان روی یک منطقه نبود، باز هم ملی بود مثلا اگر از آثار نقاشی میگفتیم، آثار نقاشی ایران مد نظر بود نه آثار  نقاشی مثلاً شهرری.

دوم به کار گرفتن افراد خبره و فرهیخته ای بود که بدون دستمزد با ما همکاری کردند. این رمزی دارد که مربوط به شایسته سالاری است. هر کسی را که میدیدم استعدادی در این زمینه دارد آن قدر با او ارتباط برقرار میکردم که ایشان احساس میکرد باید خدمتی بکند. این افراد آمدند و بزرگترین خدمت را به انجمن کردند درصورتی که در شرایط عادی برای ارائه خدمات باید کلی پول دریافت میکردند. ولی من این افراد را شناسایی کردم و آنها نیز به نیت ما پی بردند و کمک کردند. امروز ما یک نفر و دو نفر و پنجاه نفر نیسیتم بلکه ما صدها نفریم که میتوانیم کارهای خوبی انجام دهیم و کمیته های خوبی نیز تأسیس کنیم.

این مجموعه هایی که فرمودید به موزه تبدیل شده و برای مردم قابل رؤیت است یا در منازل مجموعه داران یا جای مشخصی وجود دارند؟

این افراد سالها مورد تمسخر خانواده، همسایه و مردم بودند، چون مجموعه داری در ایران کار مسخره ای به حساب می آمد. اگر خیلی بخواهند رشد کنند، کار تفننی انجام میدهند. درصورتی که مجموعه داری اصلاً تفنن نیست. در واقع مجموعه داری ذوق و نوعی نگاه زیباشناسی به اشیاست. باید ذوق و زمینه های هنری در وجود یک شخص باشد تا بتواند زیبایی کالاها را درک کند. گاهی این زیبایی ها در اشیا، نقاشی ها، کتب و نوشتار، وسایل جدید و وسایل قدیم هست. شناسایی افراد از آنجا شروع میشود که ابتدا ملاقاتشان میکنیم و سپس وسایلشان را میبینم. اغلب وسایلشان به صورت غیرحرف های و داخل کارتن یا صندوقچه نگهداری میشوند و دور از دسترساند. این افراد نمیدانند در چه سطحی کار کرده اند. ما آنها را متوجه میکنیم که در چه سطحی اند.

برای مثال بعضی افراد تعداد مختصری وسایل جمع کرده اند و فکر میکنند که دیگر نمونه اش موجود نیست ولی بعضی افراد هم هستند که وسایلی را جمع آوری کردهاند و فکر میکنند که کم است؛ ما افراد را متوجه میکنیم که در چه سطحی قرار دارند؛ سپس روشهای نگهداری، طبقه بندی کردن و  شناسنامه دار کردن را به آنها آموزش میدهیم. سپس آنها را با نمایشگاه ها و گردهمایی ها مرتبط میکنیم. اغلب آنها تصور میکنند که فقط خودشان این کار را انجام میدهند اما زمانی که خود را میان گروه بزرگتری میبینند احساس غرور میکنند از اینکه خیلی ها در سطح و سطوح دیگری هستند. من معمولاً با شهردارها و شورای شهرها صحبت میکنم یا به روستاها میروم و با دهیاری ها و شورای ده صحبت میکنم.

به مجموعه دار میگوییم وسایلت را اینجا به نمایش بگذار. بعضیها وسایلشان را هدیه میکنند، بعضی ها میفروشند، بعضی ها تشویق میکنند و این افراد سر ذوق میآیند تازه میراث فرهنگی متوجه میشود و آنجا را موزه اعلام میکند.

آیا سازمان میراث فرهنگی با توجه به اینکه علیرغم این همه آثار تاریخی در ایران هیچوقت وارد مجموعه داری نشدهاست، آیا مفاد قانونی یا چوب خطی یا یک ساختاری برای ارزیابی آثار یا موزه ها دارد؟

در سال ۸۴ قانون مجموعهداری در هیئت دولت به تصویب رسیده است ولی متأسفانه هنوز دستورالعمل اجرایی را به تصویب نرساندند. براساس تعاریفی که از مجموعهداری دارند، افراد را شناسایی میکنند، عکسها  و تصاویری را در اختیار میراث قرار میدهند و مجوزهایی را صادر میکنند. از این بابت جای تشکر دارد.

منتها تعریفی که ما از  مجموعه داری داریم با تعریف میراث فرهنگی از مجموعه داری متفاوت است! میراث اغلب به آثار تاریخی و عددها و ارقام خاص توجه دارد ولی ما اشیا مدرن و به روز را هم مدنظر داریم. جای تشکر دارد که اداره کل موزه ها این مجوزها را صادر میکنند.

در بخش صنایع دستی برخی استادکارهایی را داریم که آثارشان را برای فروش عرضه نمیکنند؛ مثل قلمزنی که جایی نشسته و ویترینی دارد و حاضر نیست اثرش را بفروشد. از نظر شما این افراد که کار خودشان را دارند و میگویند این آثار برای خودم هست به مجموعه دار تبدیل میشوند؟

بله اینها مجموعه است. تعریف مجموعه این است که میتواند دسته ای از اشیایی باشد که مشابه ولی قابل تمایزند. این مفهوم میتواند برای یک شخص، یک هنرمند یا صنعتگر هم تعریف شود. یعنی همان قدر که شخصی توانسته است مجموعهای را نگهداری و طبقه بندی کند، هویتش را ثابت و آن را ثبت کند میتواند مجموعه دار باشد. اغلب مجموعه دارها ایده هنری و تبحر دارند.

کمیته ها را که در زیرمجموعه ها به دلیل فراوانی اشاره کردید شکل پیدا کرده اند، الان به طور منظم  نشستها و هماهنگی دارند یا بنا به نیاز و شرایط تشکیل میشوند؟

 کمیته ها با هم تفاوت دارند. روحیه مجموعه دارها هم متفاوت است.  کسی که تمبر جمع میکند شاید به نقاشی علاقه ای نداشته باشد یا کسی که نقاشی جمع میکند اصلاً به انگشتر علاقه ای ندارد؛ بالاخره ذوقها متفاوت است، ولی وجه مشترکی هم دارند. البته خیلی از مجموعه داران الان  به تمبر و نقاشی علاقه مند شدند. به همین دلیل کمیته ها به طور مستقل کار میکنند و به کمیته دیگری ربطی ندارند یعنی نباید هم داشته باشند. قرار است که اینها در رشته های تخصصی خودشان کار کنند البته گاهی هم به یکدیگر کمک میکنند. مثلاً نمایشگاه نقاشی پیشکسوتان را برپا کردیم به این مناسبت کمیته تمبر، تمبر آن و کمیته کارت پستال، کارت چاپ کرد.

باتوجه به فراوانی که فرمودید تا به امروز حداقل چیزی حدود ۲۷۰۰ مجموعه دار را شناسایی کردید و در ۳۰۰-۴۰۰حوزه و فعالیت دستهبندی شدهاند. در این مجموعه در بخش فرهنگ بومی ایران نه آن بحثی که مربوط به کالاهای وارداتی میشود، از نظر فراوانی و بار وزنی قابل توجه هست یا خیر؟

بله عمده این آثار فرهنگی هنری مربوط به کشور خودمان است. مخصوصاً تمرکز انجمن مجموعه داران روی آثار کشورمان است. مثلاً  کسانی که تمبر جمع میکنند تمرکزشان روی تمبرهای ایران است و  کسانی که کتب و نسخ جمع میکنند تمرکزشان روی همین موضوع است. همینطور درباره عکسهای ایران، کارت پستال های ایران و … ، اینها برای ما بسیار اهمیت دارد؛ ولی مجموعه دار با تمام دنیا مراوده دارد، همانطور که آثار ما هم به تمام دنیا میرود. تمبرهای ما به ۲۱۲ کشور میرود و آنها را میخرند و در آلبوم ها نگهداری میکنند. با تأسیس این موزه ها کمک کردیم تا مجموعه دارهایی که در خانه نشسته بودند وارد جامعه شوند و به قول معروف آفتابیشان کردیم. بعد آنها را تشویق کردیم نمایشگاه زدند و  به بعضی از آنها که شرایط لازم را داشتند کمک کردیم موزه تأسیس کنند. معمولاً این افراد تخصصی در موزه داری نداشتند کمک کردیم تا خودآموخته بتوانند موزه هایشان را نگهداری کنند. اکنون ما میخواهیم بحث گردشگر هنری در ایران داشته باشیم. بعد از این که ۱۰۰ موزه خصوصی تأسیس شدند فکر کردیم باید چه کنیم تا این موزهها از بین نروند. فکرکردیم باید موزهها پویا باشند. بعضی از مدیرهای این موزهها ابتکارات بسیار خوبی دارند. مثلاً در شهر اَوَز لار  موزهای خصوصی تاًسیس شده که مردم آن شهر برای جشن عروسی به موزه میروند و عکس میگیرند. موزه خصوصی میتواند یک پایگاه فرهنگی و بومی در منطقه باشد.

مثلاً در موزه کنگ بندر لنگه اشیا و ادوات ۷۰۰ساله دریانوردی ایران را جمع آوری کرده و به نمایش گذاشته اند. در شمال نیز در سوباتان تمام وسایل بومی و قدیمی آن زمان را در موزه قرار دادند. در واقع  فرهنگ و عصاره را به نمایش گذاشتند و موزه به نقطه اتصال مردم با گذشته تبدیل شد.

الان موزه های خصوصی را مجموعهدارها اداره میکنند یا افرادی را برای اداره موزه ها آموزش داده اند؟

نه خودشان اداره میکنند البته بعضی هم افرادی را به کار گرفته اند.  بیشتر توسط افراد علاقه مند یا خودشان اداره میشوند. موزه داری و تأسیس موزه از لحاظ اقتصادی جوابگو نیست. حتی موزه هایی مثل لوور هم میتوانند ۲۵درصد هزینه ها را تأمین کنند ولی در ایران مجموعه دار باید خودش هزینه ها را تأمین کند.

پیشبرد این مسیر بسیار سخت است. از بین این مجموعه ها حداقل ۱۰۰ مورد موزه شدند. آیا برای معرفی خود کاری انجام دادند؟

کمکم دارند دست به کار میشوند. کار اساسی به کمک و حمایت نیاز دارد. ما امیدواریم حمایتی صورت بگیرد تا ساماندهی کنیم. من مطمئنم اگر تا ۴-۵ سال آینده با امکانات مناسبی در این بخش کار کنیم میتوانیم موزه هایی را در کشورمان داشته باشیم. چون اغلب این مجموعه دارها نمی خواهند وسایلشان را بفروشند بلکه میخواهند وقف کشور و جامعه کنند. امیدوارم هرکس که صدای ما را میشنود و میتواند کمک کند در این مسیر همراه شود.

نکته حائز اهمیت اینکه فعالیت انجمن مجموعه داران در چند سال اخیر موجب شده است تا مجموعه داری که یک فعالیت شخصی و ذوقی بود به یک نیاز اجتماعی تبدیل شود.

با توضیحات جنابعالی پیرامون فعالیت انجمن امیدواریم که با حمایت دستگاه های دولتی و بخش خصوصی مجموعه داری و موزههای خصوصی در سطح کشور توسعه پیدا کند. در پایان از فرصتی که در اختیار مجموعه بوم قرار دادید بسیار سپاسگزاریم. ادامه در بوم ۹-۱۰