معماری و بوم

یادداشتی بر معماری و معمار

نویسنده:امیر محمدخانی (ارتباط با نویسنده)

معماری در ایران با ویژگی «اسلامی بودن و یا ایرانی بودن و سنتی بودن» در یک نقطه دارای اشتراک است و این نقطه در واقع تعالی طلبی است. در معماری گذشته همواره آینده اخروی و آسمان طلبی به چشم دیده می‌شود. زمینی بودن و در عین حال آسمانی بودن دو ویژگی است که در تعریف معماری ما وجود دارد. می‌توان گفت که معماری در گذشته جایگاهی بیش از سایر علوم مرتبط به انسان داشته است چرا که معماری با خود سبک زندگی را به همراه می‌آورد. ارتباط و یا قطع ارتباط میان معماری دنیائی و اخروی می‌تواند تعریف سبک زندگی انسان‌ها باشد و اگر زمان و خرد جمعی انسان‌ها را نیز در نظر بگیریم می‌توان به نموداری از معماری دست یافت که از دیر باز شروع و تا آینده ادامه خواهد داشت.
معماری و معمار دو موضوعی هستند که باید برای شناخت و باز تعریف هر یک از آن‌ها دیگری را نیز شناخت و در واقع هرگز نمی‌توان بدونه شناخت از معمار، معماری را بررسی کرد و قلب این معنا نیز امکان پذیر نخواهد بود. معمار می‌تواند دارای اندیشه و سلایق و حکمتی باشد که به واسطه معماری او، سبک زندگی دیگر انسان‌ها دچار تغییر، ارتقا و یا دچار کاستی شود. به نظر می‌رسد که اگر بخواهیم به مسیری درست دست پیدا کنیم چه در تحقیق و چه در اجرا در درجه اول باید به داشته‌های علمی و معنوی و حکیمانه معمار به عنوان پدید آورنده معماری توجه کنیم. چرا که این مهم محل تفاوت‌ها در معماری و شهرسازی و البته سبک زندگی ما و نسلهای بعد از ما خواهد بود. متاسفانه منابع ما از معماران گذشته در ایران بسیار محدود و برخی از اوقات حتی به صفر هم می‌رسد که امیدوار هستیم که بتوانیم این نقیصه بزرگ را برای آینده به سهم خود بر طرف نمائیم. معماران در گذشته ایران توانسته‌اند معنویت ذهنی و فرزانگی خود را در آنچه که ساخته‌اند به کار گرفته و برای ما نوعی آرامش و آخرت طلبی را در ساخته‌های خود به نمایش بگذارند که در بیشتر اوقات از کاربردی بودن این سازه‌ها در زمان خود نیز کاسته نشده است در واقع سازه‌های سنتی و اسلامی در معماری گذشته از ترکیب صحیح «معمار» فرزانه و حکیم و «معماری» دارای نشانه هائی از فرزانگی و منطبق بر سبک زندگی آن روز و پیشرفت برخوردار بوده است اما امروزه در همین شهر تهران و برخی از شهرهای بزرگ ما آیا اینگونه است؟ بسیاری از ساختمانهای مراکز که برای استفاده عمومی و نیمه عمومی و گروهی ساخته می‌شوند به دلیل انتخاب نادرست فرد معمار متاسفانه منجر به ساختار مطلوب نمی‌شود و در واقع معمار به دلیل داشته‌های محدود فکری خود سازه خود را نیز دچار نقصان می‌کند و در شکل و فرم کمبودهای فراوانی به چشم می‌خورد و این مهم گاهی تا مرحله اشتباه نیز پیش می‌رود و مصادیق این اشتباه امروز در تعدادی از سازه‌ها دیده می‌شود که با کمی تحقیق براحتی در دسترس همگان وجود دارد.
تحقیق و پژوهش پیرامون معماران گذشته می‌تواند کمک بزرگی برای شناخت ما محسوب شود و در این صورت خواهیم توانست با پافشاری بر آموزش دقیق و منطبق بر آسمان طلبی و حکیمانه برای معماری امروز و آینده حل مسئله نمائیم. جلوگیری از اینکه افراد به دنبال سلایق شخصی رفته و انسان‌ها و سبک درست زندگی انسان‌ها به فراموشی سپرده شود وظیفه امروز خواهد بود.

اگر ساختار فکری بر اقتصاد فردی و شهرت طلبی و نفس طلبی پایه گذاری شود طبیعی است که مصالح نفس فردی بر مصالح دیگر انسان‌ها ترجیح داده خواهد شود و موجی از بی‌فرزانگی‌ها موجب ساخت شهری می‌شود خالی از آرامش و دور از حکمت و عاری از سبک زندگی اسلامی. تهران امروز را نمی‌توان شهری نامید که تمام موارد اصولی شهرسازی در آن پیاده شده است، توجه و تمرکز ویژه‌ای را در معماری عمومی، نیمه گروهی و حتی سازه‌های محدود نیازمند هستیم تا بتوانیمازتاثیرات مخرب بی‌بصیرتی در معماری عبور نمائیم. ما شهر‌ها را می‌سازیم و البته شهر‌ها نیز سبک زندگی ما را. چگونه می‌شود ما شهرمان را بدون آخرت بسازیم و بتوانیم در این شهر زندگی آسمانی و مطلوب را در پیش بگیریم. سازه‌ها، زندگی و روزمرگی‌ها و اخلاق را دچار تغیر کرده است و این آشفتگی در ابتدا در ذهن فرد معمار و سپس به شهر‌ها راه پیدا کرده است. شهر تهران در گذشته بر پایه اقتصاد و سیاست شکل گرفته است و اصولا زمان زیاد و توجه و بصیرت و فرزانگی از نیازهای شهر تهران است تا بستر فکری در معماری این شهر تعمیق یابد که اگر اینگونه شود می‌توان اخلاق را نیز در معماری تهران شاهد بود.

نیازمند باز تعریف و بازخوانی از معمار و البته معماری هستیم به این معنا که تفاوت معماران را از یکدیگر بشناسیم و به واسطه تفاوتهای فردی و توانائی‌هایشان بتوانیم تشخیص دهیم که تفاوتهای معماری آنان چگونه خواهد بود و اگر اینگونه شود در آینده‌ای نزدیک شهرهائی خواهیم داشت که همانگونه که در ساختار فکری انسان‌ها اخلاقگرائی و کمال طلبی وجود دارد در ساختار شکل و فرم معماری نیز این آخرت طلبی و کمال جوئی دیده شده و سبک زندگی اسلامی به خوبی درتمام وجوه تعریف شود.