گفتکو و بوم

پاسخ به پرسش‌های فصلنامه «بوم» با محوریت موضوع «ایرا‌ن‌شناسی چیست؟»

گفتگو: مرتضی رحیم نواز

دانش ایران‌شناسی چیست و چرا به این دانش می پردازیم؟

دانش میان رشته‌ای ایران‌شناسی، دانش شناسایی و پژوهش در خصوص مظاهر مختلف فرهنگ و تمدن ایران ، مطالعه جهات گوناگون تاریخی،جغرافیایی، فرهنگی، باستانی، علمی، زبانی، دینی، هنری و … ایران، بررسی نظرات و دیدگاهها و مکاتب گوناگون پیرامون ایران و در میان ایران‌شناسان و به طور کلی، هر شاخه‌ای از علم که مربوط به شناخت ایران است و هرآنچه که در داخل و خارج از مرزهای ایران، درباره این سرزمین مورد بررسی و تحقیق و پژوهش قرار گرفته است، در زمره دانش ایران‌شناسی قرار دارد. ایران‌شناسی یا مطالعات ایرانی در حقیقت یکی از شاخه‌های دانش شرق‌شناسی یا خاورشناسی یا مطالعات شرقی است و آن ‌عبارت است از مطالعات و تحقیقاتی که کشورهای غربی در مورد مسائل تمدنی و تاریخی، فرهنگی، زبان‌شناختی، مذهبی و … ملل شرقی انجام داده‌اند. پیدایش واژه شرق‌شناسی به سال ۱۷۷۹ میلادی بازمی‌گردد. در این سال برای اولین بار اصطلاح  ORIENTALISM در فرهنگ انگلیسی آکسفورد به کار رفت و در سال ۱۸۳۸ میلادی، همین واژه در فرهنگ علمی فرانسه درج شد.شرق‌شناسان غربی از مطالعات خود دو هدف عمده را دنبال می نمودند که عبارت بودند از شناخت و کشف تمدن‌ها و مسائل مختلف هویتی و فرهنگی ملل مشرق زمین. از سوی دیگر آنان این مطالعات را به مقتضای منافع و مصالح کشورهاشان انجام داده و در پس پژوهش‌هاشان،اغراض اقتصادی و سیاسی ازجمله استیلا و استعمار کشورهای شرقی نیز نهفته بود. اما آغاز رویکرد ایران‌شناسی به صورت جدی در ایران در پی دستاوردهای ایران‌شناسان خارجی در قرن بیستم شکل گرفت و ایرانشناسان داخل کشور،با هوشیاری و آگاهی به بهره‌مندی و برخورداری از دستاوردهای آنان پرداختند. از زمانی که  «آنکتیل دوپرون» فرانسوی در نیمه سده ۱۸ میلادی، ترجمه کامل اوستا را در اروپا انتشار داد، مطالعات ایران‌شناسی در دنیای غرب آغاز و ادامه یافت. این کوشش های علمی با ارزش در مسیر شناخت فرهنگ و تمدن کهن ایرانی، در خارج از ایران و به دست غیر ایرانیان آغاز شد اما علاقمندی پژوهشگران ایرانی و کنجکاوی آنان درباره دستاوردهای ایرانشناسان خارجی و تفکر در مورد این آثار،بتدریج تبدیل به علاقه داخلی برای شناخت جلوه‌های تمدنی و ملی این سرزمین شد و این روند با تاسیس نخستین انجمن ایران‌شناسی در سال ۱۳۲۴ شمسی توسط ابراهیم پورداوود و سپس، تاسیس آموزشگاه ایران‌شناسی در دبیرستان فیروزبهرام  و تالیف کتاب‌های ارزشمند در این زمینه  و برگزاری سیمنارها و کنفرانس‌ها و جمع‌آوری مجموعه پژوهش ‌ها و مقالات، تا تاسیس بنیاد ایران‌شناسی به عنوان مهم‌ترین و بهترین اقدام در زمینه ایرانشناسی در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت و هم‌اکنون نیز بنیاد ایران‌شناسی با هدف مطالعه و تحقیق در زمینه مسائل گوناگون فرهنگ و تمدن ایرانی و نیز تربیت وهدایت  پژوهشگران و دانشجویان علاقمند و فعال در زمینه ایران‌شناسی، سرگرم فعالیت است.

برای پی بردن به چیستی ایران‌شناسی، باید فعالیت‌های علمی در شاخه‌های مختلف ایران‌شناسی را با هم آمیخت و به تحلیل دیدگاهها و نظریات در خصوص شناخت ایران پرداخت و با بررسی حوزه‌های گوناگون تاریخی،فرهنگی و جغرافیایی سرزمین ایران و تطبیق آن با هویت ایرانی، به چیستی ایرانشناسی پی برد. اما به اختصار می‌توان گفت ایرانشناسی از سویی یک موضوع و یک رشته علمی-پژوهشی، تاریخی و فرهنگی است و از سوی دیگر، هویت‌یابی و خودیابی است.

در زمینه چرایی پرداختن به ایران‌شناسی باید اذعان نمود که بواسطه اینکه ما در این سرزمین، دارای تمدنی کهن و فرهنگی اصیل و غنی هستیم و تاریخی بسیار گسترده و طولانی را پشت سر نهاده‌ایم، برای آگاهی از این حقایق و نیز شناخت هویتمان، به دانش ایران‌شناسی نیاز داریم. ما ایران‌شناسی داریم، چون فرهنگ، تمدن و تاریخی گسترده داریم. همان‌گونه که پیش از این ذکر شد، این شناخت در نهایت ما را در عرصه‌های بین المللی نیز صاحب نقش و جایگاه ارزنده‌تری خواهد کرد. ما باید بکوشیم تا از قدرت فرهنگی‌مان، به مثابه عامل و ابزاری قابل تامل و تاثیرگذار برای توسعه کشورمان در سطح جهان بهره ببریم. ایرانیان با تاریخ کهن خود، وارث هزاران سال تمدن و فرهنگ هستند و این سابقه تاریخی، سرمایه فرهنگی ماست که باید از راه مطالعه و تحقیق و شناخت و شناساندن این فرهنگ، از این سرمایه حفاظت نماییم.

از نظر جنابعالی، ایران‌شناسی دربرگیرنده چه حوزه مطالعاتی می‌باشد؟

اگر ایران‌شناسی در مفهوم پژوهش و شناخت طیف مختلفی از علوم، دانش‌ها، آداب و رسوم سرزمین ایران و مردم ایران زمین باشد، تحقیق، پژوهش و بررسی علمی پیرامون آثار مربوط به تاریخ و جغرافیای سرزمین ایران در دوره‌های گوناگون، بررسی سیر تحول زبان‌های ایرانی بویژه زبان فارسی و سایر آثار هنری، دینی، علوم و فنون و سنت‌های ایرانی و سرگذشت تاریخی تیره‌های مختلف ایرانی و … حوزه مطالعاتی و قلمرو پژوهش در ایران‌شناسی است. بنابراین، حوزه مطالعاتی دانش ایران‌شناسی دربرگیرنده رشته‌های علمی گوناگونی است و می تواند در هرجایی از جهان اعم از مراکر دانشگاهی و غیردانشگاهی گه به امر شناسایی سرزمین ایران مشغول هستند، مورد مطالعه قرار گیرد.پس هرگونه مطالعه و تحقیق و پژوهش که مرتبط با حوزه گسترده فرهنگ و تمدن ایرانی است، در هر نقطه ای از جهان، در قلمرو مطالعات ایران‌شناسی جای می گیرد.

 اساسا چه نیازی به مطالعات ایران‌شناسی وجود دارد؟

ایران تنها نام یک سرزمین یا یک کشور نیست. ایران، عنوان بخشی از جریان پرشتاب سیر اندیشه، تاریخ، فرهنگ و تمدنی است که با گذشت سال‌ها، بر تحولات جهانی تاثیرگذار بوده است. شناخت این هویت، یک الزام قطعی است تا بدانیم چه داشته‌ها و چه ارزش‌هایی داریم تا بدین وسیله، موفق شویم در دنیای امروز، به تعامل و فعالیت سامان‌مند بپردازیم.بنابراین اهمیت مطالعات ایران‌شناسی در این است که بدانیم مقدمه ورود به عرصه‌های گوناگون، شناخت خودمان است. شناخت صحیح از هویت ملی ایرانی و اشراف بر امکانات، استعدادها و سابقه فرهنگی و تمدنی این سرزمین، گام مهمی است تا جوان ایرانی از خطر بی هویتی و سردرگمی در امان بماند.

 مراد از ایرانشناسی، ملاک‌گیری جغرافیایی کنونی ایران است یا مجموعه مطالعات حوزه تمدنی ایران بزرگ را نیز شامل می‌شود؟

ما در تعریف از سرزمین ایران، با سه مفهوم و تعریف گوناگون که دربرگیرنده مجموعه نگاه ما به ایران و ایرانشناسی است، مواجه هستیم : ۱- ایران فرهنگی ۲ – ایران تاریخی ۳ – ایران سرزمینی. ایران فرهنگی مجموعه‌ای از فرهنگ و تمدن کهن و ریشه‌دار این سرزمین است که پیشینه آن را باید در اندیشه‌های ایرانی هزاران ساله‌ای جستجو کرد که منحصر به درون مرزهای سیاسی ایران امروز هم نیست و گستره آن، از چین تا شبه قاره هند و مالزی و سریلانکا و افغانستان و پاکستان  و تاجیکستان و ..امتداد دارد و موسع‌ترین تعریف از ایران هم هست.ایران تاریخی هم عبارت است از حوادث و وقایعی که در طول تاریخ در فلات ایران اتفاق افتاده است. از ادوار باستانی تاریخ ایران تا دوران معاصر…در همین زمینه، بحث ایران سیاسی هم مطرح می‌شود که عموما با ورود تجدد و ووضع نهاد دولت و شکل‌گیری مفهوم دولت-ملت در ایران معنا یافته  و تا تحولات سیاسی معاصر سرزمین ایران ادامه می یابد. ایران سرزمینی نیز بحث و شناخت در مورد سرزمین کنونی ایران با مرزهای مشخص آن و مجموعه عوارض جغرافیایی ویژه این سرزمین و روند قبض و بسط سرزمینی ایران است. بنابراین، مشاهده می‌کنیم که ایرانشناسی، صرفا منحصر به بررسی جغرافیایی و سرزمینی ایران کنونی نیست و زمینه‌های بسیار گسترده‌ای را در بر می‌گیرد.حوزه تمدنی ایران بزرگ که بدان اشاره نمودید و ما ذیل عنوان ایران فرهنگی آن را می‌شناسیم نیز از اصلی‌ترین و مهم‌ترین زمینه‌‌های مطالعات ایران‌شناسی است که محدود به درون مرزهای ایران نیست و از جمله ویژگی‌های این منطقه وسیع فرهنگی می توان به تجربه یک زندگی تاریخی به عنوان اعضای ساختار سیاسی سرزمین ایران از دوران هخامنشی تا امپراتوری صفوی و دوران قاجار در قرن ۱۹ و همچنین نقش محوری اسلام و اشتراک زبان فارسی در ایجاد این پیوند‌های فرهنگی اشاره کرد.

ایران در حوزه گردشگری، ظرفیت‌های تمدنی و فرهنگی، چه حرفی برای جهان معاصر می‌تواند داشته باشد؟

امروزه صنعت گردشگری از پررونق‌ترین مباحث اقتصادی برای هر کشور محسوب می‌شود و کشورهایی که حتی اندکی جاذبه گردشگری دارند، از آن استفاده کرده و به دنبال توسعه جایگاه خود در عرصه گردشگری هستند. در این ارتباط، کشورهایی که دارای جاذبه‌های مختلف بوده و از زیرساخت‌های مناسب برای جذب گردشگر برخوردار باشند، بالاترین سهم درآمد از این صنعت سودآور را برای خود حاصل کرده‌اند.سرزمین ما ایران نیز از جذاب‌ترین کشورهای جهان است.این جمله را ازباب اینکه خود ایرانی هستیم نمی‌گوییم، بلکه از آنجا می‌گوییم که ایران یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری را دارا بوده و تاریخ سکونت بشر در این سرزمین و تشکیل حکومت در ایران، پیشینه بسیار کهنی دارد. در کشور ما انواع اقلیم‌های آب و هوایی قابل مشاهده است و این امری است که تنها در معدودی از کشورهای جهان اتفاق می‌افتد. آثار تمدنی و باستانی به جای مانده از گذشته‌های این سرزمین، هنرو معماری فاخرو اصیل ایرانی، بررسی پیشینه آئینی مردم ایران و بسیاری دیگر از این موارد، همگی مؤید این نکته هستند که ایران از نظر جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، جزو ۱۰ کشور نخست دنیاست و از جذابیت‌های بی‌نظیری برای گردشگران برخوردار خواهد بود. گردشگری و جهانگردی هم از دیرباز در این کشور قدمت داشته و قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، ورود خاورشناسان به کشور و نگارش سفرنامه‌های متعدد، وجود کاروانسراهای قدیمی در بسیاری از نقاط ایران و راه‌های ارتباطی قدیمی که وجود دارد، این ادعا را اثبات می‌کند.  اما در نظر داشته باشیم که وجود این حجم از جاذبه‌های تمدنی و تاریخی و طبیعی در کشور، امروزه برای جذب جهانگردان و اعتلای صنعت گردشگری،‌ به تنهایی کفایت نمی‌کند و به عوامل دیگری هم نیاز داریم که از مهم‌ترین این عوامل، حمل و نقل مناسب، داشتن جاده‌ها و راه‌های ارتباطی استاندارد، خطوط هوایی ایمن و برخورداری از امکانات خدماتی و رفاهی مناسب برای گردشگران داخلی و خارجی است.

ایران سرزمینی با گستره جغرافیایی وسیع، تنوع آب و هوایی بالا و تنوع قومی و فرهنگ غنی، سراسر جاذبه‌های تمدنی و طبیعی است.اما این سرزمین تا حدود زیادی برای مردم خود ما هم ناشناخته مانده است. بنابراین بخش دیگری از تلاش ما باید در جهت شناسایی صحیح ایران به مردم کشور خودمان باشد که این امر، نه تنها منجر به کشف و جمع‌آوری اطلاعات جامع و دقیق مردم از هویت خودشان و رشد حس میهن‌دوستی در آنها، بلکه باعث افزایش درآمدزایی و حرکت سریع‌تر چرخه‌های اقتصاد محلی در استان‌های مختلف کشور هم می‌شود و سربلندی و بهره‌مندی هرچه بیشتر ایران و ایرانی در عرصه‌های مختلف، نتیجه انکارناپذیر چنین اموری است.

 نقصان‌های وارده بر حوزه‌های پژوهشی مرتبط با ایران‌شناسی از ظن شما چیست؟

اصولا موانع و مشکلات و کاستی های فراوانی بر سر راه هرگونه تحقیق وجود دارد.باید این موانع از سر راه پژوهش برداشته شود و بویژه در حوزه ایران‌شناسی، محققان برای دسترسی به منابع و مدارک با دشواری مواجه نشوند . محقق ایرانی باید بتواند به آسانی از منابع خارجی بهره گیرد. کوشش و همفکری و هم‌یاری بیشتر جهت برگزاری مطلوب همایش‌ها، سخنرانی‌ها، نشست‌ها و گرهمایی‌ها با موضوعات گوناگون ایران‌شناسی، باید در دستور کار باشد و توجه به این نکته نیز ضروری است که اطلاع‌رسانی دقیق چنین رویدادهایی نیز باید توسط یک نهاد مرتبط تحت پوشش قرار گیرد. ضروریست پژوهشگر ایران‌شناس با هدف جلوگیری از تحلیل‌های ناقص و معیوب، تا حد امکان با پیچیدگی‌های فرهنگ مردم و پیچ و خم مسائل تاریخی این سرزمین و بسترهای متمایز جغرافیایی و .. آشنا شود که این امر ضمن غنی‌تر شدن نتایج تحقیقات، از تک‌ساحتی بودن مطالعات هم جلوگیری خواهد کرد. از دیگر ضروریات مطالعات ایران‌شناسی، تهیه و تدوین اطلسی جامع از موضوعات گوناگون ایران‌شناسی است که در این زمینه لازم به ذکر است که بنیاد ایران‌شناسی با هدف ارائه تصویری دقیق و منابعی جامع از مباحث مختلف ایران‌شناسی، تهیه و تدوین دانشنامه‌هایی از جمله دانشنامه ایرانشناسان جهان و دانشنامه استان‌های ایران را در دست تهیه دارد.ایرانشناسان و محققان داخلی باید با جدیت در امر پژوهش و سرلوحه قرار دادن یک برنامه دقیق علمی و راهبردی، نیاز ایرانشناسی داخلی را تا حد امکان مرتفع سازند؛ چراکه ایرانشناسان و شرقشناسان غربی بی گمان در پژوهش‌ها و آثار علمی شان، به پیگیری اهداف سیاسی و اقتصادی خاص خود نیز می پردازند و این امر، نیاز مبرم به بومی‌سازی این دانش را دو  چندان می‌نماید.

البته بنیاد ایران‌شناسی با ورود به دوره جدید سرپرستی خود توانسته تا حدی از آن فضای محدود و بسته مطالعاتی خارج شود و با رویکری آکادمیک به مقوله ایران‌شناسی، بتواند عرصه‌های جدید علمی را گسترش دهد و به تبع آن، فرهیختگان را در این ساختار و سازمان جدید دخیل خواهد نمود. توضیح تغییرات و دگرگونی‌هایی که طی یک سال گذشته در این مجموعه انجام شده، خود شاهد این تحول مثبت و سازنده در عرصه تحقیقات و پژوهش‌های ایران‌شناسی است… اطلاعات بیشتر در بوم ۳