گفتکو و بوم

اهمیت توجه به توسعه گردشگری کشور
جلال تاجیک در گفت و گو با بوم

با توجه به اتفاقات اخیر منطقه، دیدگاه شما به عنوان مدیر مناطق نمونه گردشگری سازمان میراث فرهنگی صنایعدستی و گردشگری کشور در مورد جایگاه و اهمیت گردشگری در فضای مدیریتی و سیاسی کشور چیست و بازخورد جامعه را در این باره چگونه ارزیابی میکنید؟
احساس میکنم گردشگری از یک پدیده لوکس در کشور در حال تبدیل شدن به یک واقعیت مورد نیاز است. گرایش سیاست های دولت، علاقه مندی مردم و اتفاقاتی که در منطقه رخ داده است و همینطور برخی از مسائل اجتماعی از  جمله موضوع اشتغال زایی و پتانسیل بالای ظرفیت پذیری اشتغال در صنعت گردشگری باعث شدهاست تا موضوع گردشگری مورد توجه خاصی قرار گیرد؛ در حالی که در ۵ برنامه توسعه قبل یعنی از برنامه اول تا پنجم توسعه، گردشگری موضوعی بسیار حاشیه ای بوده است اما امروزه در پیشنویس برنامه ششم از حاشیه به متن انتقال پیدا کردهاست و این نشان میدهد که ما میتوانیم به طور جدی در آینده به این موضوع بپردازیم. از سوی دیگر رویدادهای خاص در کشورهای گردشگرپذیر اطراف ما که در رأس آنها کشور مصر است و از زمان شروع بهار عربی در سال ۱۳۸۹ تاکنون در تلاطم و بحراناند. همین اتفاق با حضور داعش در سوریه به وجود آمد و در عراق نیز تکرار شد. مجموعه این اتفاقات باعث شد تا تمایل حضور گردشگر خارجی در کشور ما بیشتر شود و تحولاتی که بعد از خرداد ۹۲ در کشور ایران شگل گرفت و به خصوص اصرار و تأکیدی که ریاست محترم دولت بر بحث گردشگری و اهمیت آن دارند و در بسیاری از سخنرانیهای عمومی نیز اذعان کردند، همگی در جلب توجه عموم به این امر مزید بر علت شدهاست؛ ولی متأسفانه هنوز تمامی سیاست های حاکم بر دولت یا نهادهای برنامهریز و تصمیمگیر دولت در حوزه برنامهریزی و بودجه در اجرایی شدن این امر کاملاً همراه و همسو نیستند.

آقای دکتر فکر میکنید در آینده نزدیک این همسویی و همراهی تحقق پیدا کند و اصولاً برای اجراییشدن چه روشهایی را باید اعمال کرد؟
آقای ثقفی تصور میکنم این درخواست باید بیش از حد سازمان ما باشد. باید یک درخواست عمومی باشد و همین طور در دستگاه های دیگر. مدیران دستگاه های اجرایی که به نوعی با گردشگری ارتباط دارند به خصوص اعضای محترم کابینه اعم از حوزه های متفاوت جهاد کشاورزی در حوزه وزارت کشور، حوزه وزارت اطلاعات و حتی در مواردی حوزههایی مانند وزارت صنایع و اینها و در کل تا زمانی که هیئت حاکمه اجرایی کشور که در هیئت دولت تجلی دارد همه با هم به این نتیجه نرسند، علیرغم تمام شور و شوقی که در مردم ایجاد شدهاست و به اصطلاح تلاشهایی که سازمان میراث فرهنگی انجام میدهد، پیشرفت مقوله گردشگری عمدتاً قرین موفقیت نخواهد بود. لذا باید این عزم در آنجا به صورت محکم شکل بگیرد و به عقیده من باید یک نوع پذیرش در حاکمیت هم باشد یعنی مقولهای فراتر از دولت. گرچه ما در این زمینه کاملاً رو به پیشرفت بودهایم یعنی جذب گردشگر به خصوص گردشگر خارجی در نقاط مختلف کشور حضورشان چشمگیرتر و درخواسته ایی که مقامات محلی برای حضور گردشگران دارند بسیار جدی تر شده است. مردم نیز احساس میکنند که باید در این زمینه میزبان باشند تا بتوانند درآمد کسب کنند و اشتغال بیشتری در جوامع محلی به وجود بیاید. ما باید به صورت مشخص سرمایهگذاران عرصه گردشگری را در یک شرایط بسیار بانشاط و متعادلتر از آنچه الان میبینیم قرار دهیم در غیر این صورت روند سرمایهگذاری در گردشگری کند میشود و قطعاً قادر نخواهیم بود در مقابل رقبای خیلی جدی در منطقه خاورمیانه و همین طور آسیا قد علم کنیم و نمیتوانیم این روند را ادامه دهیم. چون این روندی بوده که حداقل بخشی از آن یعنی حضور چشمگیر گردشگران خارجی در ایران مربوط به اوضاع و مسائل مهم بین المللی است که اطراف ما پیش آمده است.

در مورد جذب سرمایه گذار داخلی یا خارجی در حوزه زیرساخت های گردشگری آیا برنامه مدون و روشهای اجرایی داریم یا نه کماکان اگر درخواستی باشد مورد بررسی قرار میگیرد؟
از دیماه ۹۴ پس از پسابرجام تاکنون هیئت های مختلفی از کشورهای پیشرفته در این عرصه مثل آلمان، فرانسه، اسپانیا و ترکیه برای ایجاد زیرساختهای گردشگری به ویژه در بخش هتل داشتیم و بعضاً هم منجر به جدیت در انعقاد قرارداد شدهاست ولی این که من عرض کنم اینها از روی کاغذ به حوزه عملیات اجرایی در عرصه ساختوساز کشیده شدهاست فعلاً پاسخ منفی است.
در مورد سرمایه گذاری های داخلی هم سردرگمی زیاد میبینیم که به نظر ناشی از ناهماهنگی دستگاههای اجرایی و ذیربط با سرمایه گذاری هاست. به عبارت دیگر تعریف و تفسیری که امروز ما از گردشگری و اهمیت آن در ساختار اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی داریم در تمام نهادها و وزارتخانهها حاکم نیست. برای مثال در عرصه واگذاری زمین با مسئولیت سازمان ملی زمین و مسکن یا وزارت جهاد کشاورزی در بحث منابع طبیعی یا وزارت اقتصاد و دارایی در خصوص واردات و گمرک یا مالیاتها و امثالهم بعضاً علیرغم انعقاد توافقنامههایی از سوی سازمان یا دولت در ارتباط با توسعه گردشگری، در حین اجراییشدن سرمایهگذاران با برخی مشکلات اداری مواجه میشوند. به نظر من میبایستی ما با یک نگاه روشنتر و یکپارچهتر در مقیاس کلان با توجه به مصوبات فرادست دولت به حمایت سرمایهگذاران اقدام کنیم و تمام نهادها و سازمانهای مسئول نیز در این امر همراهی لازم را انجام دهند هر چند که هنوز این گونه نیست.

آقای دکتر تاجیک با توجه به اینکه محور پتانسیلهای گردشگری ارزش هایی است که سازمان متولی آنهاست چه در قالب صنایع دستی یا آثار ثبت شده و نشده و میراثی که در قالب بهره برداری عمومی و بازدید در اختیار گردشگران قرار میگیرد یا اماکنی که به هر شکلی با حضور سرمایه گذاران داخلی یا خارجی به مرحله بهره برداری میرسد، آیا سازمان برنامه مدون و شفافی در امر توسعه و ترویج بهره برداری از این پتانسیل ها دارد و طی چند سال اخیر گردشگری مورد توجه برنامه ریزی دولت بوده است یا خیر؟
این پرسش شما را میتوان از دو منظر بررسی کرد: نخست سیاستهای حمایتی و تشویقی سازمان میراث فرهنگی در این زمینه است که از سال ۱۳۸۸ش شروع شده و کماکان ادامه دارد و امیدواریم که در برنامه ششم توسعه نیز تداوم داشته باشد. سازمان در بخش حمایتهای تشویقی در زیرساختهای گردشگری طی پنج سال گذشته مبلغی بالغ بر سیصد میلیارد تومان در حوزههای عمومی و خصوصی هزینه کردهاست. در حوزه وضع قوانین و مقررات یا تسهیل در اجرای وضع قوانین و مقررات نیز تلاشهای زیادی داشتهاست ولی متأسفانه به دلیل اتصال موضوعی با دیگر دستگاههای ذیربط موفقیت چشمگیری نداشتیم. در حال حاضر سعی شده است موارد را به طور خاص و با تبادل تفاهمنامه با دستگاههای متولی موضوع اجرایی کنیم. در این مورد نتایج بهتر با دستگاه هایی حاصل شد که به توسعه گردشگری توجه داشتند. شخصاً در زمینه زیرساختهای گردشگری به دنبال مدلی دیگر بودم و خواهم بود و آن هم درگیرکردن حوزههای وزارت کشور از جمله شهرداریها به عنوان نهادهای متولی اراضی در مراکز اقامتی است؛ به این شکل که از طریق تخفیف عوارض ساخت یا بهرهبرداری یا حق شراکت از طریق سیستمهای مالی BOT بتوانند با سرمایه گذاران مساعدت کنند. در جهت گسترش صنعت گردشگری و ایجاد زیرساختهای گردشگری طی ۵/۲ سال گذشته تلاشهایی کردیم ولی هنوز نتایج مورد نظر ما حاصل نشدهاست اما توانستیم دو پنل تخصصی را با شهرداران و یک برنامه همایش سرمایهگذاری را بین حدوداً ۱۴۰ شهرداری برگزار کنیم که ما اسمشان را مقصد و تور گردشگر گذاشتیم و امیدوایم بتوانیم هر چه زودتر به نتایج مطلوب برسیم؛ ولی متأسفانه هنوز شهرداریها نگاه بلندمدت را ندارند و سعی دارند فقط روزمره را پاسخگو باشند؛ برای مثال شهرداری تهران مصوبهای در شورای شهر دارد که اجازه میدهد تخفیفهای مناسبی به سرمایه گذاران در امر هتلسازی داده شود ولی این موضوع برای شهرهای دیگر هنوز جا نیفتاده و اجرایی نشده است و هنوز شهرداری ها از همکاری در این عرصه پرهیز میکنند.

آقای دکتر در خصوص همکاری شهردارها میفرمودید البته تعداد زیاد شهرها هماهنگی را سختتر میکند، آیا برای شهرهایی که تحت عنوان شهرهای گردشگری تعریف کردید که تعداد آنها هم زیاد نیست، معیار خاصی برای انتخاب وجود داشت یا برنامه ویژهای برای برندینگ آنها از سوی سازمان صورت گرفته است؟
بله، سابقه این موضوع به مصوبه دولت نهم و دهم برمیگردد ولی در دولت یازدهم احیا شد و ما تقریباً ۱۳ شهر را انتخاب و با هماهنگی شهرداری ها و نظام مدیریت شهری و حتی استانی شروع کردیم و امروز بعضی از شهرها از جمله کاشان هم متقاضی جدی حضور در گردونه شهرهای نمونه گردشگری اند و تقریباً به نتیجه نهایی رسیدیم. طی دو سال گذشته در مورد شهرهای نمونه گردشگری تلاش کردیم یک ردیف اعتباری مستقلی برای آنها بگیریم که با مخالفت سازمان مدیریت مواجه شدیم و البته آن هم به دلیل وجود طرحهای زیاد نیمهتمام در کشور بود ولی نتوانستیم از حوزه منابع تملک داراییها که در دفتر مناطق قابل استفاده است و هر ساله نیز از طریق سازمان مدیریت شارژ میشود در بخشهایی از اجرای زیرساختهای گردشگری شهرهای نمونه هزینه کنیم از جمله رامسر، لاهیجان، میبد و نیشابور؛ همچنین در مورد ارائه خدمات ویژه بانکی نیز ما با بانک شهر وارد مذاکره شدیم چون بعضاً شهرها توان گرداندن مجموعه شهری خودشان را ندارند و به حمایت مالی نیاز دارند تا بتوانند فعالیت خاصی را عملی کنند. با صدا و سیما نیز مذاکراتی صورت گرفته تا از طریق شبکه مستند یا آموزش، هر کدام که تعرفه مناسبی دارند، با ما توافق کنند به شهرداریها لینک کنیم تا شهرداریها بتوانند با منابع خودشان و طی برنامه زمانبندی توافقشده شهر خودشان را معرفی نمایند. پرتال اطلاعرسانی و معرفی دیگری را با شهرداریها به توافق رسیدیم که با حمایت ما، خودشان از طریق مشارکت و تقسیم هزینه بین خودشان توسط یک شرکت خصوصی اجرا کنیم که در حال گفتوگو و تبادل تفاهم نامه ایم تا هزینه مناسبتری برای اجرایی شدن آن فراهم کنیم.
آخرین مورد نیز تلاش جهت ایجاد هویت و ورودی های مشترک بین شهرهاست؛ یعنی در این شهرها بتوانیم یک ورودی با تلفیقی از معماری و ویژگیهای خاص طبیعی تاریخی داشته باشیم و همچنین سعی داریم نوعی همکاری پویا در این شهرها به وجود آوریم تا هر گردشگری که به یکی از این شهرها وارد میشود بتواند اطلاعات شهرهای دیگر را نیز در اختیار داشته باشد.

آقای دکتر این نگاه را برای روستاهای هدف گردشگری هم دارید و به طور کل این دیدی که در خصوص شهرها اشاره فرمودید در حوزه روستا نیز وجود دارد؟
واقعیت این است که ظرف ۵ سال گذشته از مبلغ سیصد میلیارد تومانی که در خصوص کمک به زیرساختهای گردشگری عرض کردم، مبلغ ده میلیارد تومان یعنی معادل یک سیام وارد روستاها شده که بسیار اندک بودهاست. اکنون ما سعی داریم از طریق همکاری با معاونت گردشگری سازمان میراث و سازمان شهرداریها و دهیاری های وزارت کشور و همچنین معاونت امور دهیاریها در جهت توسعه گردشگری روستایی هم از طریق تأمین امکانات زیرساختی و هم از طریق توسعه اقامتگاههای بومگردی به نتیجه برسیم. البته در حال حاضر اتفاقی در خصوص رونق برخی روستاها تحقق یافته که رفتوآمد گردشگر در آنها صورت گرفته و جزو روستاهای هدف نیستند و برای برخی هم که به عنوان روستاهای هدف طرح تهیه شده هنوز اتفاق جدی گردشگرپذیری صورت نگرفته است. لذا معاونت گردشگری در حال بازبینی و بررسی های لازم است و ما نیز همراهی شان میکنیم. در حوزه اعتبارات زیرساختی برای روستاها نیز سازمان مدیریت در سال ۱۳۹۵ش کماکان به دلیل وجود طرحهای نیمه تمام اجازه فایل جدید اعتباری را نداده که البته به حق بوده است زیرا بعضاً طرحهای روستاها نیمهتمام رها شده و در تلاشیم که افزایش اعتبار دهیم؛ ولی میتوانم این قول را به شما بدهم که در سال ۹۵ حتماً نگاه خاص و ویژهای به روستا خواهیم داشت.

آقای دکتر با توجه به فرمایش حضرت عالی به نظر میرسد علیرغم تلاش بسیار زیاد سازمان به دلیل برخی از ناهماهنگیهای مدیریتی و همچنین دستگاه های ذیربط در امر گردشگری یا مشکلات کلان به لحاظ تأمین منابع مالی و امثالهم بسیاری از اهداف برنامه ریزی شده سازمان هنوز محقق نشده است. بفرمایید با عنایت به شرایط حاضر چه زمانی لازم است تا بتوانیم احساس مطلوب داشته باشیم و شاهد پیشرفت برنامه های سازمان در این عرصه باشیم؟
دقت کنید من عرض کردم که ما میبایستی میزان همکاریمان را با اشخاصی که مسئولیت مدیریت شهری و روستایی دارند و همچنین دستگاه هایی که در اجرایی شدن اهداف این حوزه دخالت دارند پررنگتر کنیم. اگر این همکاری بخواهد با روند دهه گذشته ادامه یابد، باید عرض کنم به این زودی ها اتفاقی نخواهد افتاد. لذا باید اتفاق مثبت و همکاری بیشتری رخ دهد. در واقع مقامات استانی، شهرداری ها و حتی دهیاریها به عنوان مدیران ملی محلی یک روستا میبایستی احساس کنند که به مشکلاتشان توجه میکنیم و در دولت یکپارچه به دنبال راهکارهای مناسب جهت رفع موانع ایم. اخیراً ما با برگزاری یک نشست که از سال ۱۳۸۵ش تاکنون سابقه نداشته و با دعوت از ۱۳۵ نفر از دهیارها و ریاست سازمان شهرداریها، معاونان محترمشان و همچنین چندین مدیرکل نتایج خوبی گرفتیم. بسیاری از دهیارها به بیان مشکلات و حتی راهکارهایی پرداختند که میتوانند مفید و مؤثر باشند. مسائل اجرایی که آنها درگیرش بوده و هستند. ما حتی کانالی را برای تبادل نظر و نزدیکی بیشتر فراهم کردیم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. لذا به نظر بنده، دریافت نظرها و یافتن راهکارها و همراهی دستاندرکاران از مهمترین راهکارهای تحقق برنامه ها خواهد بود و هر چه این همراهی بیشتر و متمرکزتر باشد در نتیجه سرعت بیشتر و در زمان کمتری اتفاقهای باارزشی را شاهدیم.

در ابتدای بحث فرمودید یکی از دلایل گرایش گردشگران خارجی به حضور در ایران شرایط منطقه و بهار عربی است. حالا این سؤال پیش میآید که اگر آماده سازی زیرساخت ها و هماهنگی بین نهادها زمان زیادی را به خود اختصاص بدهد این احتمال وجود دارد که بازار فعلی ایجادشده در منطقه را از دست بدهیم. در این رابطه چه تمهیداتی برنامه ریزی شدهاست؟
درست اشاره کردید. در صورت کم توجهی و عملکرد ضعیف ما و تلاش کشورهایی که اقتصاد گردشگری خود را احیا میکنند، ممکن است این فرصت را از دست بدهیم هر چند که پتانسیلهای گردشگری در کشور ما بیشتر و متنوعتر باشد؛ البته در خصوص قوانین، مجوزها و به ویژه تسهیلات از طریق صندوق توسعه ملی و بانکهای عامل تلاشهای زیادی داشتیم که از سال ۹۴ تاکنون عملکرد قابلقبولی را داشتهایم ولی در خصوص تعریف و تأمین اعتبارات از تملک و دارایی ها موفق نبودیم که اصل تشویق و حمایت از سرمایه گذاری در این عرصه محسوب میشود؛ آن هم به دلایلی که همه بدان آگاهی داریم.

با این اوصاف حضرتعالی به برندینگ ایران در بحث گردشگری امیدوارید؟
من اصولاً آدم امیدواری ام و اعتقاد دارم اگر اهمیت موضوع در زندگی مردم و نظام ذهنی مسئولان نهادینه شود، قطعاً محقق خواهد شد. بگذارید مثالی بزنم؛ در حدود ۲۰ سال پیش صنعت بیمه در جامعه ما مورد توجه نبود و حتی بسیاری از ماشینها هم بیمه نداشتند ولی امروزه تصور بدون بیمهبودن ماشین را ندارید و این صنعت روز به روز در حال گسترش به دیگر حوزههای زندگی مردم است. من و شما که دغدغه گردشگری را داریم، امیدوارم این صنعت به جای ۲۰ سال آینده بتواند تا ۵ سال دیگر به حدی از رشد و توسعه برسد که با آرامش در چاههای نفت را ببندیم و از طریق اقتصاد گردشگری کشور را اداره کنیم.

در جهت کوتاه ترکردن زمان یا نهادینه کردن موضوع گردشگری به نظر شما تا چه حدی رسانه های عمومی و خصوصی، کانالهای اجتماعی و فضاهای مجازی میتوانند مؤثر باشند؟
به اعتقاد بنده و شواهد موجود پیشرفت کشورهایی که امروزه کشور پیشرفته شناخته میشوند مرهون رسانههاست؛ رسانههایی که روز به روز پویاتر و متنوع تر در حال فعالیت اند و چون در جامعه دسترسی راحتتری به نشریات، روزنامه ها و مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی و به ویژه فضای مجازی به وجود آمده است، میتوان سطح اطلاعات عمومی جامعه را با این شیوهها ارتقا داد. تجربه اثرگذاری فضاهای مجازی در رسانهها را در همین انتخابات اخیر شاهد بودیم. من رسانه ها را یار و همراه صمیمی گردشگری میدانم و فکر میکنم هر قدر رسانهها بتوانند بیشتر حقایق گردشگری را مطرح کنند، موفقتر میشویم؛ این بدین معناست که بهتر است از سازمان متولی شروع و با به نقد کشیدن مثبت مدیران و دستگاههای متولی و بیان مسائل چالشی و ارائه پیشنهادها و راهکاری مناسب به ما و دیگر مسئولان کمک کنید تا واقعاً بتوانیم اشتباه را کنار بگذاریم یا به حداقل برسانیم. رسانه ها میتوانند نمونه های موفق حوزه های گردشگری در کشور و حتی دیگر کشورهایی را معرفی کنند که تا حدی به ما نزدیک اند تا بتوانیم با توجه به نتایج نمونه های مشابه، الگوبرداری های بهینه داشته باشیم. به همین دلیل شخصاً به رسالت رسانه ها در این امر اعتقاد دارم.

آقای دکتر مجموعه فصلنامه بوم را چطور ارزیابی میکنید؟ با توجه به اینکه اندیشه ما بومشناسی بوده و هست و تلاش میکنیم با شعار “بوم همیشه ماندگار” در ثبت و نشر و ترویج ارزشهای ایران فعالیت کنیم که تماماً جزو پتانسیلهای مادی و معنوی گردشگری محسوب میشود. به نظر حضرتعالی با توجه به زمانبندی نشر مجله و تنوع موضوعی که رؤیت فرمودید در چه بخشهایی متمرکز فعالیت کنیم یا در چه بخشی و به چه شکلی میتوانیم بازوی کارآمدتری در راستای تحقق اهداف توسعه گردشگری کشور باشیم؟
آقای ثقفی من چندین شماره از مجله شما را مطالعه و بررسی کردم. سیر تولید و نشر بوم را بسیار مناسب و مورد نیاز حوزه گردشگری کشور میدانم چون ما عادت داریم خیلی علمی و دقیق وارد موضوعات نشویم اما مجله شما در حد توان و مقدوراتش تلاش جدی در برخورد اساسیتر و اثرگذارتر و عمیقتر با موضوعات ایرانشناسی و گردشگری دارد و این هم به نظر میرسد با ترتیب انتشار مجله یعنی فصلنامه مناسب باشد چون اگر هفتهنامه یا ماهنامه بود شاید زمان هم اجازه این جمعآوری وسواسگونه شما را در حوزههای متنوع تخصصی نمیداد. این روش نادری است و امروز کشور به این نگاه و روش احتیاج دارد و من امیدوارم شما بتوانید با همین شیوه و علاقه ادامه دهید. ضمناً در مورد بخشهایی که ما در سازمان در حال شکلدادن هستیم مانند چند انجمنی که در حوزه گردشگری فعال شدند، چون من عمیقاً به نهادسازی اعتقاد دارم و تا الان نیز مستقیماً با نظارت شخصی این حوزهها شکل گرفته و در حال فعالیت اند، خوشحال میشویم مجموعه بوم حضور پیدا کند و بتواند بسیاری از نقدهای سرمایه گذاران مناطق نمونه گردشگری، نظرها و پیشنهادها، تجارب اجرایی که به دست آورند و حتی معرفی پروژههایشان را منعکس کند تا عمومی شود و ما را در جهت نهادینهکردن این امر مهم یاری کند. در حوزه بانوان نیز ما اخیراً انجمن بانوان را در قزوین با حضور آقای شیرکوند کلید زدیم و همچنین بانوان در شیراز، مشهد و اردبیل جلسات هفتگی دارند. سعی میکنیم بانوان سرمایهگذار در کشور مهمان ما باشند. در استانها هماهنگی لازم را برای اقامت و برگزاری جلسات مؤثر انجام میدهیم و به نظرم مجله وزین بوم میتواند به این موارد و موضوعات مشابه بپردازد. برای من مهم است که این افراد تشویق شوند، همدیگر را بشناسند و از تجارب یکدیگر بهره ببرند؛ جایی برای ارائه نظرها و انتقادها و درد دلها باشد.
ما در سازمان علیرغم تلاشهای بسیار زیاد و تیم اجرایی هماهنگ اگر ۲۴ ساعت هم کار کنیم باز کم است. باید رسانههای توانمند مثل رسانه شما در همراهی سازمان و پرکردن فواصل بین سرمایهگذاران، گردشگران و مسئولان در رسیدن هر چه سریعتر به اهداف توسعه گردشگری حضور داشته باشند.

بسیار خرسند شدیم از این همه نظر لطف و توجه حضرتعالی به مجله بوم و امیدواریم لیاقت این تعریف و تمجید را داشته باشیم و بتوانیم به درستی و با نگاه مثبت و نقادی سالم، رسالت رسانهایمان را اجرا کنیم؛ البته بسیار کار سخت و پرهزینهای است و امیدواریم با نقد سازنده و راهنمایی بزرگان، مسئولان و اساتید باتجربه با کمترین خطا راه درست را پیش ببریم. حمایتهای معنوی و رهنمودهای حضرتعالی نیز برای ما بسیار مغتنم است. در پایان، ضمن تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید و پذیرای ما بودید اگر نکته ای هست بفرمایید.
من هم بسیار سپاسگزارم از اینکه تشریف آوردید و گفتگوی دوستانهای را در حوزه گردشگری داشتیم. تأکید من به این است که باید بر اهمیت گردشگری و اقتصاد گردشگری، اشتغالزایی گردشگری، تکریم خانواده و تحکیم نظام خانواده متأثر از قابلیتهای گردشگری و امثالهم توجه کنیم. تأکید من بر این است که گردشگری امروز یک ضرورت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در کشور است نه یک کار لوکس و این موضوع را باید شما که رسانهاید و دیگر رسانه های مشابه پرورش بدهید و معرفی کنید. امیدوارم و آرزو میکنم که بتوانم با همراهی نهادهای دولتی، خصوصی، وسایل ارتباط جمعی به ویژه رسانه های تصویری و مطبوعات و فضاهای مجازی در تحقق این امر مهم پویاتر و معتقدتر گام بردارند و برای همه آرزوی سربلندی دارم.
..ادامه در بوم ۵و۶