سفرنامه و بوم

آشنایی با ترکمنستان قسمت سوم
نویسنده: جواد عابد خراسانی (ارتباط با نویسنده)

بوی امام رضا(ع) میآید…

گفتار نکو دارم و کردارم نیست از گفت نکوی بیعمل عارم نیست
دشـوار بود کردن و گفتن آسان آسان بسیار و هیچ دشـوارم نیست
ابوسعید ابوالخیر

در شماره قبلی شما را به دیدار سایت باستانی نسا و یادگارهای برجای مانده از حکومت اشکانیان بردم و نگاهی به مقبره صفرمراد نیازف -رئیس جمهور اسبق ترکمنستان- داشتیم. مسجد بزرگ ترکمن باشی را دیدیم که یادگار مراد نیازف بود و با هم از شهر عشق آباد بازدیدی کوتاه کردیم. برای استراحت و برنامه ریزی ادامه سفر به هتل رفتم. فردا میخواستم به سمت شهر ماری (مرو) حرکت کنم. در میانه راه ماری و در نزدیکی مرز ایران، جایی در بین بیابان های بی آب و علف، مقبره ابوسعید ابوالخیر قرار دارد که بازدید آن از جمله برنامه های اصلی سفر من است.
صبح زود وسایلم را آماده و بعد از تسویه حساب با هتل به سمت ایستگاه ماشینهای مرو حرکت میکنم. خیلی زود توانستم با کمک رفیق و همراه خوب ترکمنم “آقا نظر” یک ماشین سواری خوب اجاره و به سمت مرو حرکت کنم. تا مرو راه زیاد بود خصوصاً این که من بنا داشتم در میانه راه به زیارت بزرگ عارف ایران زمین ابوسعید ابوالخیر بروم.
ابوسعید عارف قرن چهارم ایران در مهنه به دنیا آمد و همان جا نیز وفات یافت و بدین سبب نزد ترکمنها به “مهنه بابا” مشهور است. مزارش در مهنه است که امروزه در ترکمنستان و پشت کوه های کلات نادر واقع شده است. بسیاری او را کامل کننده رباعی میدانند که رودکی کبیر با ذوق سرشارش ابداع کرده بود. ماجرای دیدارش با ابن سینا شنیدنی است؛ آنچه او دیده بود پورسینا میدانست و آنچه بوعلی میدانست پیر مهنه دیده بود.
بنا بر اسناد موجود تاریخی، ابوسعید آخرین مجلس خود را در ۲۷ رجب سال ۴۴۰ ق برگزار کرد؛ وی در این مجلس فرزندش ابوطاهر سعید را به جانشینی معرفی و درباره چگونگی مراسم تشییع جنازه خود به مریدان سفارش کرد. وی پس از یک هفته در چهارم شعبان همان سال در سن ۸۳ سالگی درگذشت و جنازه او را در خانهاش دفن کردند. در تشییع ابوسعید آنقدر ازدحام جمعیّت زیاد بود که تابوت او تا نیمی از روز دفن نشد و پس از آن نیز به همّت مأموران حکومتی راه باز شد و توانستند جنازه را به خاک بسپارند.
برای اوّلین بار پس از وفات ابوسعید ابوالخیر، در ‪ ۱۰۴۹‬م شاهان سلجوقی آرامگاهی به سبک بناهای تاریخی دوران سلجوقی و اسلامی بر مزار وی احداث کردند که در فاصله حدود پنج کیلومتری شهرک فعلی مهنه قرار دارد. این بنا تاکنون پابرجاست و دولت ترکمنستان آن را به عنوان اثر تاریخی و فرهنگی به ثبت رساندهاست و حفاظت میشود. البته بنای بیرونی آرامگاه ابوسعید ابوالخیر به دلیل گلی بودن آن در حال فرو ریختن است که نیاز دارد کارهای بازسازی و مرمت این اثر منحصر بفرد معماری اسلامی هرچه سریعتر از سر گرفته شود.‬‬‬‬
ترکمنها علاقه ویژهای به ابوسعید ابوالخیر -که نزد آنها به “منه بابا” مشهور است- دارند و هر روز شمار زیادی از ترکمنها به زیارت این آرامگاه میآیند. هیچ روزی آرامگاه وی بدون زائر نیست و زائران از سراسر ترکمنستان به این محل می‏آیند و ادای احترام کرده و قبر آن بزرگ را میبوسند و حوائج معنوی و دنیوی خود را در این محل مقدس از خداوند متعال مسئلت دارند.

بـازآ، بـازآ، هـرآنچه هستی، بـازآ گر کافر و گبر و بتپرستی بازآ
این درگه ما درگه ناامیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی، بازآ

هرمان اته -خاورشناس نامی آلمانی- درباره شیخ ابوسعید ابوالخیر مینویسد: “وی نه تنها استاد دیرین شعر صوفیانه به شمار میرود بلکه صرف نظر از رودکی و معاصرانش میتوان او را از مبتکران رباعی دانست که زاییده طبع ایرانی است. ابتکار او در این نوع شعر از دو لحاظ است: یکی آن که وی اوّلین شاعر است که شعر خود را منحصراً به شکل رباعی سرود. دوّم آنکه رباعی را بر خلاف اسلاف خود نقشی از نو زد و آن نقش جاودانه باقی ماند؛ یعنی آن را کانون اشتعال آتش عرفان وحدت وجود قرار داد و این نوع شعر از آن زمان نمودار تصوّرات رنگین عقیده به خدا در همه چیز بوده است.
برای اوّلین بار در اشعار اوست که کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله ور سخن رفته و سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، می‎گسار، مست و پروانه دور شمع نامیده که خود را به آتش عشق میافکند.”
من بـی تو دمی قرار نتوانـم کرد احسـان ترا شمار نتوانـم کـرد
گر برسر من زبان شود هر مویی یـک شـکر تـو از هزار نتوانم کـرد
***
از واقعهای ترا خبـر خـواهم کـرد و آنـرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد
***
گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
***
دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت اشکم همه در دیده گریان میسوخت
میسـوختم آن چنـان که غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان میسوخت

جاده دسترسی به مقبره ابوسعید بسیار خراب است اما رنج و سختی راه به دیدار او میارزد. در اطراف مقبره خانهها و امکاناتی وجود دارد که به رایگان میتوان از آنها استفاده کرد. امکانات زیادی جهت درستکردن غذا و پخش نذر و نذورات و همچنین دیگهای بزرگ چدنی با گاز رایگان که در اختیار همه قرار میگیرد. همه خانه ها تجهیزاتی مانند کولرگازی و یخچال و فریز و امکانات استراحت دارند. بعد از ساعتی استراحت در کنار مقبره ابوسعید به سمت شهر مرو حرکت کردم. جاده در طول مسیر در حال تعمیر و بازسازی بود. با اینکه خیلی مایل بودم ساعات بیشتری را در این فضای آرامبخش و روحانی و عرفانی باشم امّا زمان این اجازه را از من میگرفت. با اندوه فراوان از خداحافظی با این مرد بزرگ ایران زمین و آرزوی دیدار دوباره، با ابوسعید خداحافظی و به طرف مرو حرکت کردم…ادامه در بوم ۵و۶